استدلال علامه حلی در برابر مذاهب اهل تسنن - آرمانهای انقلابی یک ملت

 

دهه کرامت مبارک
آرمانهای انقلابی یک ملت
آرمانهای انقلابی یک ملت

استدلال علامه حلی در برابر مذاهب اهل تسنن

http://media.farsnews.com/media/8710/Images/jpg/A0597/A0597307.jpg

شاه خدابنده یازدهمین یازدهمین پادشاه ایلخانان بود که در سال 709 به مذهب شیعه گروید و اعلام رسمی مذهب شیعه جعفری را در ایران نمود. شیعیان که مورد عنایت او بودند او را «خدا بنده» و اهل تسنّن او را «خربنده» می گفتند! ...


شاه خدابنده در ابتدا به مذهب تسنن اعتقاد داشت ولی زمینه حقانیت مذهب جعفری از راههایی به قلبش راه یافته بود او به تشکیل مجلس مذاکره و مناظره ی علمای بزرگ علاقه مند بود.

علامه حلّی(رحمه الله) به یکی از مجالس راه یافت و در مناظره ای یکی از علمای بزرگ شافعی به نام علامه شیخ نظام الدین عبد الملک مراغی مغلوب علامه حلّی گردید و شاه آنچنان تحت تأثیر بیان مستدل و شیوای علامه قرار گرفت و او را ستود و همین عامل زمینه شیعه شدن او را فراهم کرد به این صورت که:

ملا محمد تقی مجلسی پدر علامه مجلسی در شرح من لا یحضره الفقیه از جمعی از اصحاب نقل می کند:

روزی شاه خدا بنده به همسرش غضب کرد او گفت : « تورا سه طلاقه نمودم » سپس پشیمان شد علمای بزرگ را به حضور طلبید و ماجرا را به آنها گفت وخواست تا راه حلی ارائه دهند.همه علما گفتند هیچ راه حلی وجود ندارد جز اینکه همسرت را طلاق داده تا به عقد مرد دیگری در آید سپس او را طلاق دهد تا با تو ازدواج نماید.

شاه خدابنده برای علامه نامه نوشت و وی را احضار کرد . علامه پس از دریافت نامه شاه، احساس وظیفه کرد و رنج پیمودن راه طولانی را تحمل نمود و خود را از حله به سلطانیه ( پنچ فرسخی زنجان ) رسانید .

به دستور شاه مجلس بزرگی با حضور علمای برجسته چهار مذهب اهل تسنن تشکیل شد و علامه هنگام ورود به آن مجلس کفش خود را در دست گرفت و بر حاضران سلام کرد و در کنار شاه نشست .

علما به علامه گفتند : چرا هنگام ورود در برابر شاه خم نشدی و آداب مجلس را رعایت ننمودی ؟ علامه در پاسخ گفت : پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله) عالیترین مقام حکومت را داشت ولی مردم تنها بر او سلام می کردند نه این که بر او سجده کنند قرآن در سوره ی نور آیه ۶۱ می فرماید : فَاِذا دَخَلتُم بُیُوتاً فَسَلَّمُوا عَلی انَفُسِکُم تَحیَّهً مِن عِندِاللهِ مُبارَکَهً طَیِّبَهً : هرگاه بخواهید به خانه ای داخل شوید سلام کنید که این تحیت و سلام برکتی نیکو از جانب خدا است . همه ی علما اتفاق دارند که سجده برای غیر خدا جایز نیست.

گفتند چرا ادب را رعایت نکردی و در کنار شاه نشستی ؟ علامه گفت : در مجلس جز در کنار شاه جای خالی دیگری نبود.

گفتند چرا کفشهای خود را به دست گرفته و همراه خود آوردی ؟ این را هیچ عاقلی نمی کند. علامه گفت : ترسیدم پیروان مذهب حنفی آن را بدزدند چنان که ابو حنیفه کفش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دزدید . علمای حنفی گفتند این تهمت را نزن در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنوز ابو حنیفه متولد نشده بود . علامه گفت فراموش کردم شافعی این دزدی را کرد. علمای شافعی فریاد زدند تهمت نزن که تولد شافعی بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود پس علامه گفت : پس احمد بن حنبل یا مالک بن انس دزدیدند . علمای حنبلی و مالکی منکر شده و مثل سایرین پاسخ دادند. در این هنگام علامه رو به شاه کرد و گفت دانستی که به اعتراف خود علمای اهل تسنن هیچ یک از رؤسای چهار مذهب در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نبودند پس این چه بدعتی است که اینها در آوردند و در میان مجتهدان خود ۴ نفر را انتخاب نموده اند و اگر مجتهدی از آنها اعلم و فقیه تر باشد ولی فتوایش بر خلاف فتوای آن ۴ نفر باشد به قول او عمل نمی کنند.

آن گاه شاه به علمای اهل تسنن گفت : آیا به راستی هیچ کدام ار پیشوایان مذهب چهار گانه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نبو ده اند آنها گفتند : آری

در اینجا بود که علامه گفت : جامعه شیعه مذهب خود را از امیر مؤمنان علی علیه السلام گرفته اند که آن حضرت جان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، پسر عمو ، برادر و وصی آن حضرت بود.

شاه خدابنده بعد سؤال خود را پرسیدکه آیا سه طلاقه نموده زن در یک مجلس واقع می شود ؟ علامه گفت طلاق شما باطل است زیرا شروط آن محقق نشده است که یکی از شروط آن استماع دو مرد عادل است آیا دو مرد عادل بر طلاق شما شاهد بوده اند گفت : نه! علامه گفت : بنابراین طلاق واقع نشده و همسر شما بر شما حلال است به علاوه سه طلاق در یک مجلس حکم یک طلاق را دارد. سپس علامه به بحث و مناظره به علمای مجلس پرداخت . همه آنها را مجاب کرد.حتّی قاضی القضاة خواجه نظام الدّین(از علمای بزرگ اهل تسنّن) اقرار کرد که انصافا دلایل علّامه در نهایت ظهور است.

شاه خدا بنده در همان مجلس مذهب شیعه داوازده امامی را پذیرفت و بعد رسماً آن را اعلام نمود . از این پس علامه مورد علاقه مخصوص سلطان قرار گرفت و از امکانات حکومت به نفع اسلام و تقویت ارکان تشیع کمال استفاده را نمود . به دستور شاه در همه شهر های تحت فرمانروایی خود در خطبه ها نام دوازده امام را ذکر کردند و به فرمان او به نام دوازده امام سکه ضرب نمودند و دستور داد نام آنها را در کتیبه های مساجد بارگاههای عرفا و امامزادگان بنویسند در اصفهان در سه مورد این کتیبه ها موجود است: ۱- در معبد بیرمکران لنجان 2- معبد عارف شیخ نورالدین نطنزی 3- در کتیبه مناره دار السیاده که بنای این مناره توسط غازان خان برادر شاه خدابنده شروع شد و توسط شاه تکمیل گردید . به راستی علّامه بزرگوار(رضوان الله تعالی علیه) چه خدمت بزرگی کرد.

خزینة الجواهر ص579 ؛ گروه رستگاران ج1 ص605

نظرات()    link     دوشنبه ۱۳٩٤/۳/۱۸ - انقلابی