مصیبت علی اصغر پایه‏ هاى کوههاى مکه را خراب کرد - آرمانهای انقلابی یک ملت

 

ایام عزاداری سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران صدیقش بر همگان تسليت باد.
آرمانهای انقلابی یک ملت
آرمانهای انقلابی یک ملت

مصیبت علی اصغر پایه‏ هاى کوههاى مکه را خراب کرد

روز شمار محرم؛ منبر هفتم
روضه حدادیان، کریمی،‌خلج، میرداماد

 
از حادثه ها و مصائب بسیار سنگینی که به اهل بیت وارد شد، شهادت شیر خوارۀ مظلوم شش ماهۀ حضرت سیدالشهدا است. در کتاب های مهمی مثل مقتل ابومخنف، ارشاد، نفس المهموم، بجار جلد چهل و پنج صفحۀ چهل و نه، احتجاج طبرسی صفحۀ صد و پنجاه و چهار، منتخب ملّا هاشم صفحۀ دویست و هفتاد و چهار، نوشته شده است.

مقتل و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام

حضرت علی اصغر یکى از فرزندان امام حسین‏(ع) که شیر خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تاب‏ شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از یاران و فرزندانم، کسى جز این کودک نمانده ‏است. نمی ببینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟

در"نفس المهموم" آمده است که‏ فرمود: " ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل‏" در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله ‏آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر (ع) را درید. امام حسین‏(ع‏) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشید.

در کتابهاى مقتل، هم از على اصغر(ع) یاد شده، هم از طفل رضیع(کودک‏ شیرخوار) و در اینکه دو کودک بوده یا هر دو یکى است، اختلاف است.

در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید، آمده است: "السلام على عبد الله بن ‏الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الاسدى‏". در یکى از زیارتنامه‏ هاى ‏عاشورا آمده است:" و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به" ز این کودک، با عنوانهاى‏ شیرخواره، شش ماهه، باب الحوایج، طفل رضیع و... یاد می ‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمى است که در ارتباط با او آورده می ‏شود.

طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند
آنکه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست
على اصغر، یعنى درخشانترین چهره کربلا، بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین ‏زاویه شهادت است. چشم تاریخ، هیچ وزنه ‏اى را در تاریخ شهادت، به چنین سنگینى ندیده‏ است. على اصغر را باب الحوائج می ‏دانند، گر چه طفل رضیع و کودک کوچک است، امّا مقامش نزد خدا والاست.

سرباز شش ماهه

هنگامى که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، نداى غریبانه امام بلند شد:
«هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث‏ یرجوا الله باغثتنا». «آیا حمایت کننده‏اى هست تا از حرم رسول خدا صلى الله علیه و اله و سلم حمایت کند؟ آیا فریادرسى است که براى امید ثواب، ما را یارى کند؟».

وقتى که این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صداى گریه و شیون آنها بلند شد، امام کنار خیمه آمد و به زینب علیهاالسلام فرمود: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم، کودک را گرفت، همین که خواست ببوسد حرمله تیرى به سوى گلوى نازک او رها کرد، آن تیر به گلوى او اصابت نمود، و سرش را ذبح کرد.

که در این باره سید حید حلى گوید: «امام حسین علیه السلام براى بوسیدن کودک شیرخوار خود خم شد، اما تیر قبل از امام بر گلوگاه او بوسه زد».

امام آن کودک را به زینب علیها السلام داد فرمود: او را نگهدار، و دستش را زیر گلوى کودک گرفت، پر از خون شد، آن خون را به طرف آسمان پاشید و گفت:« چون خداوند این منظره را مى‏بیند، آنچه از این مصیبت بر من وارد شد برایم آسان است‏».

و در احتجاج آمده: «امام حسین علیه السلام از اسب پیاده شد و(در کنار خیمه یا پشت‏خیمه) با غلاف شمشیرش قبرى کند، و کودکش را به خونش رنگین نموده و دفن کرد».

مشهور است که على اصغر، شش ماهه بود، مادرش حضرت رباب دختر امرء القیس است، و على اصغر با سکینه از جانب مادر نیز برادر و خواهر بودند. در مورد نام این طفل، علامه مجلسى در جلاء العیون مى‏گوید: «بعضى او را على اصغر مى‏نامند». در کتاب منتخب التواریخ نقل شده: در یکى از زیارات عاشورا آمده: «و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به‏». «و سلام بر فرزند تو على اصغر که در مورد او مصیبت ‏سختى بر تو وارد شد».

امام حسین علیه السلام نزد خواهرش ام کلثوم (زینب صغرى) آمد و به او فرمود: اى خواهر! ترا در مورد نگهدارى کودک شیرخوارم، سفارش مى‏کنم، زیرا او کودک شش ماهه است و مراقبت نیاز دارد. ام‏کلثوم عرض کرد: برادرم، این کودک سه روز است که آب نیاشامیده از قوم براى او شربت آبى بگیر.

امام حسین علیه السلام على اصغرش را در آغوش گرفت و به سوى قوم رفت، خطاب به قوم فرمود، «شما برادر و فرزندان و یارانم را کشتید، و از آنها جز این کودک باقى نمانده که از شدت تشنگى مثل مرغ، دهان باز مى‏کند و مى‏بندد این کودک که گناه ندارد، نزد شما آورده‏ام تا به او آب بدهید». «اى قوم اگر به من رحم نمى‏کنید به این کودک رحم کنید، آیا او را نمى‏بینید که چگونه از شدت و حرارت تشنگى، دهان را باز و بسته مى‏کند؟».

هنوز سخن امام تمام نشده بود، به اشاره عمر سعد، حرمله بن کاهل اسدى گلوى نازک او را هدف تیر سه شعبه‏اش قرار داد که تیر به گلو اصابت کرد «فذبح الطفل من الورید، او من الاذن الى الاذن‏». «از شریان چپ تا شریان راست على اصغر بریده شد، و یا از گوش تا گوش او ذبح گردید».

مصیبت جگر سوز على اصغر به قدرى بر امام حسین علیه السلام سخت بود که آن حضرت در حالى که گریه مى‏کرد، به خدا متوجه شد و عرض کرد: «خدایا خودت بین ما و این قوم، داورى کن، آنها ما را دعوت کردند تا ما را یارى کنند، ولى به کشتن ما اقدام مى‏کنند». از جانب آسمان ندائى شنید: «یا حسین دعه فان له مرضعا فى الجنه‏». «اى حسین علیه السلام در فکر اصغر نباش، هم اکنون دایه ‏اى در بهشت براى شیر دادن به او آماده است‏».

این ندا، نداى دلدارى به حسین علیه السلام بود، تا بتواند فاجعه غمبار مصیبت اصغر را تحمل کند.
و دلیل دیگر بر شدت سختى این مصیبت اینکه: امام حسین علیه السلام هنگامى که به شهادت رسید: در روز یازدهم محرم، سکینه کنار پیکرهاى شهدا آمد و گریه کرد تا بیهوش شد، امام حسین علیه السلام در عالم بى هوشى به سکینه اشعارى آموخت براى شیعیان بخواند، دو شعر از آن اشعار این است: «اى کاش در روز عاشورا همه شما بودید و مى‏دیدید که چگونه براى کودکم طلب آب کردم، قوم به من رحم نکرد، و بجاى آب گوارا، کودکم را با تیر (خون) ظلم سیراب کردند، این حادثه آنچنان جانسوز و سخت و طاقت فرسا است که پایه‏ هاى کوههاى مکه را خراب کرد».

منابع:
راهنماى تبلیغ ۶ ویژه امر به معروف و نهى از منکر صفحه ۱۴۴، نمایندگى ولى فقیه در سپاه

برای گوش دادن به روضه حاج محمود کریمی اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به روضه حاج حسن خلج اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به روضه حاج سعید حدادیان اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به روضه حاج حسن خلج اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به مداحی حاج محمود کریمی اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به مداحی حاج مهدی میرداماد اینجا کلیک کنید

نظرات()    link     پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٠ - انقلابی