عبدالله بن حسن نوجوانی که فدایی ولایت شد - آرمانهای انقلابی یک ملت

 

ایام عزاداری سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران صدیقش بر همگان تسليت باد.
آرمانهای انقلابی یک ملت
آرمانهای انقلابی یک ملت

عبدالله بن حسن نوجوانی که فدایی ولایت شد

روز شمار محرم؛ منبر پنجم
 روضه حاج منصور، حدادیان،میرداماد

 
عبدالله(ع) در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهر عاشورا به شهادت رسید.

مقتل و روضه حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام

پدر عبدالله بن الحسن (علیه السلام) امام حسن مجتبی (علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود.

سختى زخمها امام حسین(ع) را بر زمین نشانده بود و سپاهیان او را از هر سوى در میان گرفته بودند.

عبداللّه بن حسن که در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست که دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد.

عمّه اش زینب خواست عبدالله را بگیرد، امّا او از چنگ عمّه گریخت و خود را به عمو رساند.
در این هنگام بحربن کعب شمشیر را بلند کرد تا بر حسین فرود آورد. عبداللّه فریاد زد: اى ناپاک، آیا مى خواهى عمویم را بکشى؟

بحر ضربه خود را فرود آورد و عبداللّه دست خویش سپر کرد. شمشیر دست عبداللّه را برید و دست به پوست آویزان ماند. یادگار امام مجتبى علیه السلام فریاد زد: یا عمّاه . آنگاه خود را در دامن عمو انداخت. عمو او را به خود فشرد و فرمود: پسر برادر، بر آنچه بر تو نازل شده است صبر کن و اجر خود را از خداوند بخواه، که خداوند تو را به پدران پاکت ملحق کند.
در همین حال که عبدالله بر دامن عمو بود حرملة بن کاهل تیر به سوى او افکند و او را به شهادت رساند.

شیخ مفید گفته است :

سپس عبدالله، پسر امام حسن مجتبى علیه السلام که نوجوانى نا بالغ بود، از پیش زنان بیرون آمد و آمد تا کنار عمویش علیه السلام ایستاد. زینب ، دختر على علیه السلام خود را به او رساند تا او را نگه دارد.

حسین علیه السلام به خواهرش فرمود: خواهرم او را نگهدار! عبدالله نپذیرفت و بشدت مقاومت کرد و گفت : به خدا از عمویم خدا نمى شوم ! ابجر بن کعب به طرف به طرف امام حسین علیه السلام حمله کرد. آن نوجوان گفت : اى نا پاک زاده ! عمویم را مى کشى؟ ابجر با شمشیر بر دست آن نوجوان زد و دستش جدا گردید و از پوست آویزان شد.

عبدالله صدا زد: اى مادر! حسین علیه السلام او را در آغوش کشید و فرمود: برادر زاده ! بر آنچه پیش آمد صبر کن و امید خیر از سوى خدا داشته باش . خداوند تو را به پدران شایسته ات ملحق مى کند.
سید بن طاووس گوید: حرمله ملعون تیرى افکند و او را در دامن عمویش حسین علیه السلام به شهادت رساند.

شیخ مفید گفته است :
سپس امام حسین علیه السلام دست خود را به آستان الهى بلند کرد و گفت : خداوندا! اگر آنان را تا مدت معینى بهره مند خواهى کرد، پس آنان را دچار تفرقه و تشتت ساز. والیان را هرگز از آنان خشنود مکن . آنان دعوتمان کردند تا یارى مان کنند، سپس تجاوز کرده و ما را کشتند. سپاه دشمن از چپ و راست به باقیمانده یاران حسین علیه السلام حمله ور شدند و همه را کشتند و جز سه یا چهار نفر کسى باقى نماند.

برای گوش دادن به روضه حاج منصور ارضی اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به روضه حاج حسن حدادیان اینجا کلیک کنید
برای گوش دادن به مداحی حاج مهدی میرداماد اینجا کلیک کنید

نظرات()    link     پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٠ - انقلابی