آرمانهای انقلابی یک ملت

 

دهه کرامت مبارک
آرمانهای انقلابی یک ملت
آرمانهای انقلابی یک ملت

22 بهمن ،‌ روز شکست دشمن

در سی وششمین سالگرد پیروزی انقلاب ‌،‌ ملت حاضر و همیشه در صحنه ایران ثابت کردند هر چقدر دشمن فشار و تحریم و تهدیدش را بیشتر کند، ملت بیشتر در صحنه حاضر و پر شور تر علم ولایت را بلند خواهند کرد.

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1389/11/22/63187_748.jpg

بحمدلله امسال هم جمعیت از سال قبل بیشتر و فشرده تر بود. قدر این ملت را باید دانشت. ملتی که به فرموده امام از مردم صدر اسلام حجاز و کوفه هم بالاتر بوده و هستند.

نظرات()    link     پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢۳ - انقلابی

تمثیلی از حجاب

دختری یک تبلت خریده بود.
پدرش وقتی تبلت را دید پرسید وقتی آنرا خریدی اولین کاری که کردی چی بود؟دختر گفت: روی صفحه اش را با برچسب ضدخش پوشاندم و یک کاور هم برای جلدش خریدم .
پدر: کسی مجبورت کرد اینکار را بکنی؟ دختر: نه! .
پدر: به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین شد؟ دختر: نه پدر، اتفاقا خود شرکت توصیه میکند که از کاور استفاده کنیم.
پدر: چون تبلت زشت و بی ارزشی بود اینکار را کردی؟ دختر: اتفاقا چون دلم نمیخواهد ضربه ای بهش بخوره و از قیمت بیفته این کار را کردم.
پدر: کاور که کشیدی زشت شد؟ دختر: به نظرم زشت نشد؛ ولی اگه زشت هم میشد، به حفاظتی که از تبلتم میکنه می ارزه.
پدر نگاه با محبتی به چهره دخترش انداخت و فقط گفت: حجاب هم همین است. از تو محافظت می کند.

نظرات()    link     جمعه ۱۳٩۳/۱۱/۱٧ - انقلابی

مرتبه ی شجاعت

نقل است که روزی از مولا علی {ع} سوال میکنند ؛ که مالک اشتر چقدر شجاعه ؟ مولا در جواب میفرماید ؛ مالک آنقدر شجاعه که اگر در شب پای خود را بر روی بدن یک شیر ماده بگذارد و شیر بر وی نعره زند ، مالک حتی پلک هم نمیزند . آنوقت از مالک میپرسند که تو با این همه شجاعت ، تا به حال ترسیدی ؟ مالک میگوید ؛ در جنگ صفین بود که مولا علی {ع} فرمود ؛ پسرم ابوالفضل {ع} امروز به میدان میرود . مالک رو به مولا میگوید ؛ در جنگاوری و دلاوری ابوالفضل {ع} شکی نیست اما جنگ احتیاج به تجربه دارد و اگر شما اجازه دهید من خود به میدان بروم . مالک ادامه میدهد ؛ بعد از گفتن این حرف ، ابوالفضل {ع} چنان نگاهی به من انداخت که من برای اولین بار در عمرم ترسیدم.

به شوکت حیدری سالار علقمه ابوالفضل العباس {ع} صلوات ‌
اللهم عجل لولیک الفرج ‌
یاعلی‌

نظرات()    link     چهارشنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٥ - انقلابی

شعری درباره ی نامه حضرت اقا

 بی شک اینک مقتدا را اقتدا باید نمود
زین کلام حق کنون بر او دعا باید نمود
ای جوانان اروپا چشم به مولا دوختیم
ما ز روی معرفت حکمت ز او آموختیم
بر شمال آمریکا باشد نشان از این پیام
ای جوان خط شکن،بشکن سکوتت با قیام
مظهر آزادگی باشد اگر اندر میان
از کلام این علی باشد به دل ما را عیان
زین سخنهای علی حکمت ببارد بر زمین
ای بسا بیدار گردد خفته ی آن سرزمین
در رجوع خود نگر بر اصل قرآن مبین
کاوشی از بهر آگاهی بباید بعد از این
آخرین پیغمبر ما خاتم است بر انبیا
وحی او هم حجت است اندر میان اوصیا
ای جوان غرب عالم ،اندکی اندیشه کن
در پی حق باش و آن در زندگانی پیشه کن
سامری های جهان چون حقه بازی می‌کنند
بر حقایق بی گمانه دست یازی می‌کنند
دین اسلام ای عزیزان در پی تزویر نیست
صادق است،در این سخن تردید نیست
دین منطق هست،دین عقل وآن دین صفا
مدعی با دین حق دائم کند جور و جفا
نامه ی مولای من بنگر تو در آن سرزمین
گوئیا عیسی نهاده پای خود را بر زمین
این زمانه بنگری حالی و آنی بیش نیست
غافل آنکس که دگر زین کیش نیست
تو اینک دست بوسی کن ز مولایت علی
جان نثار و هم فدایی باش از بهر ولی

نظرات()    link     پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٩ - انقلابی

اولین نماز یک شهید

تو گردان شایعه شد نماز نمی خونه...

باور نکردم و گفتم: «لابد می خواد ریا نشه، پنهانی میخونه.» وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره مجنون، 24 ساعت نگهبان شدیم، با چشم خودم دیدم که نماز نمیخوند!

توی سنگر دنبال یه چیزى بودم تا سرحرف را باز کنم. بالآخره گفتم: تو که برای خدا می جنگی، حیفه نیس نماز نخونی؟ لبخندی و گفت: «خب یادم بده !» باتعجب پرسیدم: بلد نیستی!؟ گفت: نه، تا حالا نخوندم! همان وقت داخل سنگر کمین، زیر آتش خمپاره ی شصت دشمن، تا جایی که خستگی اجازه داد، نماز خواندن را یادش دادم. توی تاریک روشنای صبح، اولین نمازش را بامن خوند. دونفر نگهبان بعد با قایق پارویی که آمدند و جای ما راگرفتند.

سوار قایق شدیم تا برگردیم. پارو زدیم و هور را شکافتیم. هنوز مسافتی دور نشده بودیم که خمپاره شصت توی آبِ هور خورد و پارو از دستش افتاد. آرام که کف قایق خواباندمش، لبخند کم رنگی زد. با انگشت روی سینه اش صلیب کشید و چشمش به آسمان دوخته شد و شهید شد...

نظرات()    link     یکشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٥ - انقلابی

دفترچه گناهان یک شهید 16 ساله !!!

در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد.  گناهان یک هفته او اینها بود : 

شنبه : بدون وضو خوابیدم .
یکشنبه : خنده بلند در جمع .
دو شنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .
سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .
چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .
پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .
جمعه : تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700 صلوات .

راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد :

دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...

ما چی؟؟؟؟؟؟
کجای کاریم؟؟؟!!!!
حرفامون شده رساله توجیه المسائل!!
۱_غیبت…تو روشم میگم
۲_تهمت…همه میگن
۳_دروغ…مصلحتی
۴_رشوه...شیرینی
۵_ماهواره...شبکه های علمی
۶_ مال حرام ...پیش سه هزار میلیارد هیچه!
۷_ربا...همه میخورن دیگه
۸_نگاه به نامحرم...یه نظر حلاله
۹_موسیقی حرام....ارامش بخش
۱۰_مجلس حرام... یه شب که هزار شب نمیشه
۱۱_بخل...اگه خدا میخواست بهش میداد.

نظرات()    link     جمعه ۱۳٩۳/۱۱/۳ - انقلابی

یک تحلیل

هفته هاست که شایعه مرگ عبدالله سعودی منتشر می گشت تا انجا که برخی از شاهزادگان برجسته ال سعود از ولیعهد سعودی (سلمان بن عبدالعزیز) به دلیل پنهانکاری درین خصوص شاکی بودند.

حال توجه کنید که اگر عبدالله در روزهای گذشته فوت کرده باشد دلیل پایان دادن به این پنهانکاری و افشای مرگ او ارتباطی با نامه ولی امرمسلمین به جوانان کشورهای غربی ندارد؟  هم اکنون نامه امام خامنه ای باسرعت درحال انتشار در سطح جهان است. ایا خبر مرگ عبدالله موجب انحراف اذهان عمومی جهان از نامه پیامبرگونه ی امام خامنه ای نخواهد شد؟

این تحلیل صحیح باشد یا نباشد (که عبدالله قبلا مرده است و اکنون خبر مرگ او خرج خنثی سازی نامه ی جهانی حضرت اقاست) خواهیم دید که رسانه های غرب از امروز تا چند روز اینده عبدالله و تبعات اعلام مرگ وی را دستمایه اخبار خود و مشغولیات مردم غرب قرار خواهند داد.

نظرات()    link     جمعه ۱۳٩۳/۱۱/۳ - انقلابی